تبليغاتX
در زندگي زخم هاي هست

در زندگي زخم هاي هست

دارم هزاران راز دل کو فرصتی تا گویمت؟

دارم هزاران گفتنی، کو فرصتی تا گویمت


تا کی اشارت های دل، با رمز و ایما گویمت، دارم هزاران گفتنی، کو فرصتی تا گویمت

دارم هزاران گفتنی، کو فرصتی تا گویمت

 

صد عقده دارم در دل و، صد عقده دارم در دل و، ناگفتنی از آرزو، ناگفتنی از آرزو

رازی اگر در گفتگو، شد عقده ای وا گویمت، تا کی اشارت های دل، با رمز و ایما گویمت

 

تا کی اشارت های دل، با رمز و ایما گویمت، دارم هزاران گفتنی، کو فرصتی تا گویمت

تا کی اشارت های دل، با رمز و ایما گویمت

 

ای مونس روز و شبم، ای مونس روز و شبم، جان آمده از غم بر لبم، جان آمده از غم بر لبم

تا نشنود کس مطلبم، بازآ که تنها گویمت، تا نشنود کس مطلبم، بازآ که تنها گویمت

 

ای مونس روز و شبم، ای مونس روز و شبم، جان آمده از غم بر لبم، جان آمده از غم بر لبم

تا نشنود کس مطلبم، بازآ که تنها گویمت، تا کی اشارت های دل، با رمز و ایما گویمت

دارم هزاران گفتنی، کو فرصتی تا گویمت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 21:45  توسط م ی  |